یک پست .....
...و مسیح متولد شد ، تا خلافت محمد به علی رسد...
سلام
سلامی به سردی روزهای سرد و برفی زمستون برای شمایی که همیشه و همه جا گرمای وجودتون باعث گرم شدن زمین و آب شدن برفا میشه . (جون هر کی دوست دارین اینقدر گرما از خودتون بیرون نکنید که لایه ی ازون سوراخ میشه)
این روزا عید شیعه ها و مسیحیا تقریبا نزدیک هم افتاده و همه با هم شادند.
مسیحیای عزیز میلاد پیامبر صلح و دوستی ، زاده ی مریم، و شروع سال میلادی جدید رو بهتون تبریک میگم و آرزوی سلامتی برای همتون دارم
به شیعه های مثل خودم هم که عید غدیر و برگزیده شدن حضرت امیر به عنوان خلیفه ی بعد از پیامبر رو تبریک میگم.
بگذریم از اعیاد:
اما بعد...
امیدوارم عمرتون به درازی شب یلدای گذشته باشه، میشه یه تعبیر دیگه هم کرد : امیدوارم عمرتون مثل دستمال (گلاب به روتون) توالت باشه یعنی دراز و سفید و مفید . البت میشه تعابیری از این قبیل آورد مثلا : امیدوارم گل باشی ولی عمرت مثل گل نباشه ، اصلا یه سوال چرا نمیگن "عمرت مثل گل مصنوعی باشه و زیباییت مثل گل طبیعی"؟ یا چرا نمیگن " عمرت به تعداد سیخهای جارو باشه "(بر گرفته از " موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش بست")
آقا(شاید هم خانوم) یه سوال : شما میدونید بزرگترین آرزوی یه جوجه تیغی چیه؟ یا میدونید اگر یه فیل بره بالای درخت چه اتفاقی میفته؟ یه سوال سیاسی : شما میدونید چرا اسم این گروهه رو گذاشتن 1+5 نذاشتن 1-7 یا 5/30 یا 2*3 یا 7000-7006 و یا ...... اینا خودش کلی سواله منطقیه که باعث میشه آدم خل و چل شه مثل بنده ی حقیر، شاید هیچکس ندونه که بزرگترین آرزوی یه جوجه تیغی چیه؟ من میدونم، من خودم از یه جوجه تیغیه باحال کوچولو پرسیدم اون با کمال مهربونی و باحالی گفت: منو بغل میکنی؟شاید این برای ما آدما یه چیز ساده باشه ولی من اصلا بهتون پیشنهاد نمیکنم حتی فکرشو کنین بهتره شما ذهنتون رو به سوال پست قبلی ( فکر کنم N سال ازش میگذره) معطوف کنین:"پول بهتر آست یا صواد؟"
آقا(و یا خانوم) بگذریم
چه خبر؟ اوضا احوال خوبه؟ مامان، بابا، خانوم بچه ها، همسایه اینوری و اونوری خوبن؟
حقیقتش الان که تایپ میکنم فقط دارم تایپ میکنم و اصلا نمیدونم چی مینویسم برای همین هر چی به ذهنم میاد زودی میاد اینتو و به همین دلیل از این شاخه به اون شاخه میپرم
بعد از یک ماه و اندی نیومدن حالا اومدم، چیه؟ خوشحال بودین فکر کردین اینجا تعطیله؟ عمراً راستش ترم شروع شد و باز هم همون مشکلات همیشگی چیکار میشه کرد؟ شما بگین
آخه بی معرفتا این رسمشه بعد از یه ماه آپدیت نکردن فقط 13 نظر داشته باشم؟
البت انتظاری هم نمیشه داشت
اما یه سوال جدی: شوتروک ناخونته کی بود؟ حتما یه جواب برام بفرستید.
حرف من که تمومه فعلا تا پست بعدی مطلب زیر رو داشته باشین بازم میام
چهار شمع به آهستگي مي سوختند،در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش مي رسيد
شمع اول گفت : من صلح و آرامش هستم،هيچ کسي نمي تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودي مي ميرم.......سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعيف شد تا به کلي خاموش شد
شمع دوم گفت:من ايمان واعتقاد هستم،ولي براي بيشتر آدم ها ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجود ندارد که ديگرروشن بمانم.........سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت
شمع سوم با ناراحتي گفت:من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم که ديگر روشن بمانم،انسان ها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند و اهميت مرا درک نمي کنند،آنها حتي فراموش کرده اند که به نزديک ترين کسان خود عشق بورزند..............طولي نکشيد که عشق نيز خاموش شد
ناگهان کودکي وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را ديد،گفت:چرا شما خاموش شده ايد،همه انتظار دارند که شما تا آخرين لحظه روشن بمانيد.........سپس شروع به گريه کرد...........پــــــــس
شمع چهارم گفت:نگران نباش تا زماني که من وجود دارم ما مي توانيم بقيه شمع ها را دوباره روشن کنيم،مـن امـــيد هستم
با چشماني که از اشک و شوق مي درخشيد.....کودک شمع اميد را برداشت و بقيهَ شمع ها را روشن کرد
نور اميد هرگز نبايد از زندگي شما محو شود
هر يک از ما در اين صورت مي توانيم اميد،ايمان،آرامش و عشق را در خود
زنده نگه داريم
و اما جمله ی پایانی:
اگر خدا تو رو به لبهی پرتگاه هدایت کرد بهش اعتماد کن، یا تو رو از پشت خواهد گرفت یا مطمئنا وقت اون هست که پرواز کردن رو یاد بگیری...
...و مسیح متولد



